دكتر عقيقى بخشايشي

1144

چهارده نور پاك ( فارسي )

رد مقام وزارت در اثر استبداد و خود كامگى ونبودن نظام حاكم عادل در تشكيلات خلافت عباسى پذيرفتن مسئوليت ، خالى از اشكال وصعوبت نبود چون مسئوليت واقعى فرد در پذيرش يك سمت مشخص نبود از اينرو افراد متعهد ومسئول ، از قبول مسئوليت ادارى سرباز مى زدند و نمى خواستند خود را شريك جرم عمل انجام نداده ، قرار دهند ، هنگامى كه مأمون عباسى وزير خود فضل بن سهل را كشت پست او را به احمد بن ابى خالد پيشنهاد نمود . او عذر خواهى كرد كه من وزيرى را نديده ام كه به اين سمت اشتغال ورزد ، وسلامت از عهدهء آن بر آمده باشد " . ( 1 ) عذر او بسيار موجه بود چون اوضاع كشور با ميل واراده ى خليفه مى چرخيد از اينرو وزير يا مأمور عاليرتبه جز يك وسيلهء اجراى مقاصد بيشتر نبود و بيشتر از يك پيچ معمولى در مهره ى ماشين مملكت ، نقش ديگرى را ايفا نمى كرد وامور كشور بيشتر با احساسات و عواطف وخشم وترحم زودگذر اداره مى شد نه با منطق وعقل و بر اصول عدالت وتدبير واقعى ، وطبيعى است كه نقش غلامان وكنيزان ونديمان ورامشگران در چنين دستگاهى بيشتر از دانشمندان ورجال ووزيران وانديشمندان وعالمان بوده است . امام كاظم ( عليه السلام ) در دوران امامت خود با چهار تن از زمامداران خودسر وخلفاى عباسى ستمگر روبرو گرديد كه هر كدام به نوبت خود ، در راه جلوگيرى از نفوذ وپيشرفت معنوى امام ( عليه السلام ) فعاليت وتلاش داشتند : 1 . منصور ، 2 . مهدى ، 3 . هادى ، 4 . هارون الرشيد . و تفصيل زندگى امام ( عليه السلام ) به اين ترتيب است كه امام بيست سال از عهد پدر بزرگوار را درك كرد كه پانزده سال آن در عصر حكومت امويان بود وچهارسال و نيم را در دروان عبد الله سفاح و نه سال و چند ماه را در حكومت منصور دوانيقى با حضور پدر گذراند ورحلت پدر گرامى در عهد منصور صورت گرفت و پس از رحلت پدر ارجمند سى و پنج سال زندگى

--> 1 . طيفور ، ص 25 .